کرانه های زندگی

Hold my hand while you cut me down

کرانه های زندگی

Hold my hand while you cut me down

کرانه های زندگی

می ترسانَدَم قطار،
وقتی که راه می افتد
و این همه آدم را
از آن همه جدا می کند
حالا نوبت باد است
بیاید،
چند دستمالِ خیسِ مچاله شده
و یک کلاهِ جامانده در ایستگاه را
بردارد، ببرد
بعد شب می آید
با کلاهی که باد برده بود،
آن را
بر ایستگاه می گذارد به شعبده،
ادامه ی شعر تاریک می شود...
از این جا
با دوربین مادون قرمز ببینید:
چند مرد، یک زن
که رفته بودند با قطار،
نرفته اند...
دستمالی را که باد برده بود
نبرده است
اصلاً ریل
کمی آن طرف تر تمام شده
و این قطار ِ زنگ زده
انگار سال هاست
همان جا ایستاده است
مسافرانش
حرف می زنند
قهوه می خورند
می خندند
و طوری به ساعت هایشان نگاه می کنند
که انگار نمی بینند
عقربه به استخوان شان رسیده است
«ازگروس عبدالملکیان»

آخرین نظرات
  • ۲۶ اسفند ۹۴، ۱۵:۴۲ - فاطمه نظری
    :)

۵ مطلب با موضوع «عکاسی» ثبت شده است

خرم آباد این روزا آب وهواش وصف شدنی نیست واقعا ؛ باید اینجا نفس کشید تا فهمید ...

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۰۴
سید هادی احمدی
همین امروز +لرستان +خرم آباد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۱۷
سید هادی احمدی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۵۹
سید هادی احمدی

ا

این عکس متعلق است به دیروز ؛ عکسبرداری با گوشی LG-G3

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۵۳
سید هادی احمدی

این عکس متعلق به دیروزه ...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۳۶
سید هادی احمدی